احمدعبدا...زاده مهنه:روزی اولین جملاتم را برای نوشتن این گزارش، آیات اولسوره اسراء فراهم می کند که قاری دارد در پیشواز برنامه ای در رواقدارالرحمه حرم امام رضا(ع) می خواند که قرار است زیارت وداع یک کاروانزیارت اولی باشد.
وقتیاز آن آیات به یاد سفر خدایی رسول خدا(ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی واز آنجا به معراج می افتم، با خودم می گویم: (اینجا هم خدایی شده است کهاین همه دل حاجت مند خاکی و خودمانی از روستاها و بخشهای «کاکی» بوشهر بهمشهد آمده اند و از اینجا راهی آسمان می شوند)
*دلم هوایی زیارت شد بعداز سخنرانی و ذکر اهل بیت(ع) به سراغ اهل کاروان می روم که همه خانم اند،جز یکی-دو نفر مسؤول و «سید محمد موسوی»، کلاس دوم دبستان با معدل 20 ازروستای «بامونه» که با وجود یادآوری مادرش که «سید محمد آقا نماز هم میخواند و اذان هم می گوید»، خجالت می کشد حرف بزند. به سراغ مادران وخواهران بوشهری ام می روم که همه حرفشان شکر خداست و تشکر از امام رضا(ع) و البته مسؤولان و برنامه ریزان اردو.«معصومه قاسمی»، لیسانس روان شناسی ومربی پیش دبستانی می گوید: دلم هوایی زیارت شد و بعد فهمیدم که دارند برایسفر مشهد اسم می نویسند. من هم ثبت نام کردم و در قرعه کشی اسمم درآمد. چند ساعت در راه بودید؟ حدود 30 ساعت. خسته نشدید؟ نه. زیارت آقا امام رضا(ع) که خستگی ندارد. خستگی از تنمان درآمد. برای بچه های پیش دبستانی چه خاطره ای از زیارت تعریف می کنید؟ واقعاًخاطره خوبی دارم. از همه جاهای زیارتی که رفتم، فیلم گرفتم، یادداشت کردهام و همه را برای آنها توضیح می دهم. آقایان هم کتاب و سی دی دادند که بااستفاده از این ها خاطراتم را برایشان بازگومیکنم.
* ممنون که دعوتم کردی
)رقیهملک پور) هم داستان طلبیده شدنش را چنین بیان می کند: «بارها که ازتلویزیون تصاویر حرم را می دیدم، گریه ام می گرفت و می گفتم می شود روزیمن هم لیاقت رفتن به پابوس آقا امام رضا(ع) را پیدا کنم؟ محل زندگی من بادوستان همسفرم فاصله خیلی زیادی دارد، ولی یکی از دوستان خانوادگی درمراسم نذری شان در 28 صفر گفتند که ما برای زیارت اسم نوشته ایم. من گفتماگر می شود اسم من را هم بنویسید. بعد از سه-چهار ماه انتظار، وقتی خبرحرکت کاروان را دادند، خوشحال شدم، یعنی نمی دانم این لطف را چگونه می شودبیان کرد. حتی توی راه که داشتیم می آمدیم، گفتم آقا جان واقعاً من لیاقتداشتم که دعوتم کردی؟ هم احساس خوشحالی دارم و هم شرمندگی؛ خوشحال که منرا لایق دانستی و شرمنده به خاطر اشتباهاتی که در زندگی مرتکب شده ام. درحرم هم گفتم، واقعاً ممنونم که دعوتم کردی .
* بهشت روی زمین
)مرضیهبنجویی) از روستای بامونه هم هر روز صبح دعا می کرده که امام رضا(ع) او رابطلبد، تا این که یک روز دختر عمویش می آید و می گوید: (به شماره این خانمزنگ بزن. امام رضا(ع) شما را طلبیده است.( اولین بار که وارد حرم شدید، صحنه حرم با تصورات قبلی تان چقدر تفاوت داشت؟ حالو هوایی داشت که وصف شدنی نیست. نمی شود به هیچ چیز تشبیهش کرد. آدم دل ازخانه و زندگی و بچه می بُرد و اصلاً نگران آنها نیست. اینجا انگار در بهشتروی زمین هستی. خیلی دلم می خواهد دو دختر سیده ام که خیلی دوست دارند بهپابوس امام رضا(ع) بیایند، به آرزویشان برسند.
* صحنه واقعی حرم با تصاویری که در تلویزیون دیده بودید، چقدر فرق داشت؟ خیلیفرق می کردم. وقتی وارد شهر مشهد شدم، آرزو داشتم که یک لحظه حرم امامرضا(ع) را ببینم. وقتی چشمم به گنبد افتاد، دلم لرزید و چشمانم پر از اشکشد. تصور نمی کردم که بتوانم روزی به زیارت بیایم و فکر می کردم خواب میبینم. روزهای بعد که به حرم می آمدم، فکر نمی کردم دستم به ضریح برسد. امایک روز با دوستم قبل از اذان صبح به حرم آمدیم و توانستیم دستمان را بهضریح برسانیم. وقتی برگشتم فکر می کردم هنوز خواب هستم.
* باید بطلبی تا نصیبت شود
)صدیقهپریوَر) دانش آموز پشت کنکوری هم همیشه آرزوی زیارت داشته است: «هر وقتتلویزیون حرم آقا امام رضا(ع) را نشان می داد، می گفتم می شود من هم روزیبه حرم امام رضا(ع) بروم؟ تا این که یک روز خواهرم زنگ زد و از قول دوستشگفت که برای مشهد اسم می نویسند.( * چرا همه آرزو دارند به حرم امام رضا(ع) بیایند؟ چون سرزمین بهشت است. مشهد شهر بهشت است و نصیب همه کس هم نمی شود. باید بطلبی تا نصیبت شود. من هم خوشحالم که نصیبم شد.
* یکی از نوکران آقا
سیدمحجوبی که در همه حال، کمک کار مسؤول کاروان است، اصلاً راضی به مصاحبهنمی شود. پس سراغ «محمد رضا عالی پور» می روم که کارشناسی اقتصاد وبازرگانی دارد و عشقش خدمت به زوار آقاست: چرا این قدر شما را دعا می کنند؟ باسلام و خسته نباشید به شما و تمامی خادمان حرم رضوی که برای زوار امامهشتم واقعاً تلاش شبانه روزی می کنند. نمی شود بگویم مسؤول کاروان، من فقطیکی از نوکران آقا امام هشتم و شاید خاک پای زوار ایشان باشم. کار ماشناسایی و ثبت نام از کسانی است که تا به حال به زیارت امام رضا(ع) مشرفنشده اند و توانایی مالی ندارند. من هم خوشحالم که می توانم خدمت کوچکی بهامام هشتم کنم. ما چیزی نیستیم. از امام هشتم می خواهم که اگر واقعاً لایقباشم، تا آخر عمر بتوانم خدمتگزار آقا باشم. ان شاء ا... امام رضا(ع) ازما قبول کند. به خاطر مسؤولیت کاروان، به زیارت هم می رسید؟ سعی میکنم همه کارهای مورد نیاز را انجام دهم و بعد خودم نیمه شب به حرم بیایم واستفاده کنم. وقتی به مشهد می آیم، آن قدر خوشحال هستم که چیزی به نامخواب و خستگی در وجودم پیدا نمی شود. چند بار با کاروان زیارت اولی ها مشرف شده اید؟ تاکنونشکر خدا 4 بار مشرف شده ایم و حدود 250 زائر را به مشهد آورده ایم و انشاء ا... سعی می کنیم تا قبل از ماه رمضان این تعداد را به 300 نفربرسانیم.
* خاطره ای؟ معجزه ای؟ زیارت همه اش خاطرهاست. فقط وقتی که می خواهیم از بوشهر حرکت کنیم، با دیدن حالات و التماسدعاهای بدرقه کنندگان، دلم می شکند و متأثر می شوم. یکی از سادات برایزیارت ثبت نام کرده بود، ولی کاری برایش پیش آمد و انصراف داد. ما هم کسدیگری را جایگزین کردیم. از قضا مشکل آن سید حل شد و روز رفتن تا پایاتوبوس آمد، ولی با این که ما خودمان کف اتوبوس می خوابیم، نتوانستیم بهاو جا بدهیم و من تا مشهد دلم گرفته بود. از اینجا هم با او تماس گرفتم وعذرخواهی کردم. الحمد لله در نوبت بعد بالاخره به زیارت مشرف شد. جا دارداز استانداری بوشهر و خود استاندار آقای مهندس جهانبخش، آقایان شجاع، سیدامید حسینی، خانواده محترم خانی و خانواده آقای حسینی نژاد تشکر کنم کهبرای این برنامه زحمات زیادی می کشند.
* ما هیچ کاره ایم
سراغ* سید علی حسینی نژاد* می روم که هم زنگ و هم آهنگ انتظار گوشی اش «ای حرمتملجأ درماندگان» است. همشهری پرتوفیقی که بانی طرح زیارت اولی های بوشهریاست، اما چندین بار تأکید می کند که «ما اینجا هیچ کاره ایم. میزبان کسدیگری است و میهمان کس دیگر»: * چه شد که این طرح به ذهنتان افتاد؟ درحرم امام رضا(ع) با یک معلم بوشهری آشنا شدم که دانش آموزان را به اردوآورده بود و از خیل مشتاقانی در بوشهر گفت که آرزوی زیارت امام رضا(ع) بردلشان مانده است. من از آنجا تصمیم گرفتم که برای این زائران کاری کنم وبه لطف و عنایت امام رضا(ع) برنامه زیارت این افراد را همراه با اعضایخانواده پیگیری کردیم. در تحقیق درباره منطقه محروم کاکی بوشهر متوجه شدمکه بیشتر اهالی این منطقه سادات اند و در محاصره تبلیغات وسیع و رنگینوهابیت هم قرار دارند. بدین ترتیب این حرکت خودجوش شکل گرفت و در مقاطعمختلف، مردم خوب این منطقه به زیارت امام رضا(ع) مشرف می شوند.
* در این مسیر با عنایات خاص و معجزات حضرت هم روبه رو شده اید؟ بله. اول این که به طور اتفاقی با افرادی آشنا می شدیم که در روند کار کمکمانمی کردند. مثلاً پس از مدتی متوجه شدیم که آقای جهانبخش استاندار بوشهر،اهل مشهد است. با او تماس گرفتم و این برنامه را با ایشان در میان گذاشتمو ایشان هم همکاری خوبی کرده و می کنند. خاطره دیگر این که روزی یکی ازدوستان شماره تلفنی به من داد و گفت این فرد برای کمک به این زوارناامیدتان نمی کند. من شماره را گرفتم و وقتی طرف گوشی را برداشت، بدونمعطلی برنامه را برایش توضیح دادم. او غذای این زوار را در این چند روزتقبل کرد، ولی در آخر گفت که شما من را با کس دیگری اشتباه گرفته اید. منتعجب کردم و بعد از تماس، دیدم که شماره را یک رقم اشتباه گرفته ام. همانجا اشک در چشمانم جمع شد، چون معمولاً وقتی شماره ای را اشتباه می گیرید،طرف مقابل ناراحت می شود، ولی در این مورد، نه تنها مسأله ای پیش نیامد،بلکه او با کمال میل کمک به این برنامه را پذیرفت. این در حالی است که یکروز برای تأمین محل اسکان این زائران، سرتاسر خیابان ... را رفتم، ولی هیچهتلی حاضر نشد در این زمینه با ما همکاری کند! در بین این همه کار خیر،کمک به زیارت کسانی که عمری آرزو دارند هم کار خیر بزرگی است که هر کسمایل باشد به ما در این راه کمک کند، دست او را به گرمی می فشاریم.